| بر اساس گزارش IEO (سازمان انرژي بينالمللي) در سال 2006، مصرف زغالسنگ در جهان از سال 2003 تا سال 2030 تقريبا دو برابر ميشود. براساس ارزيابيهاي انجام شده، مصرف زغالسنگ در كشورهاي (non OECD) (كشورهاي خارج از مجموعه كشورهاي توسعهيافته) تا 81 درصد افزايش مييابد. سهم زغالسنگ از مجموع انرژي مصرفي جهان از 24 درصد در سال 2003 به 27 درصد در سال 2030 افزايش مييابد. براساس گزارش IEO در سال 2006، مصرف جهاني زغالسنگ از 4/5 ميليارد تن، در سال 2003، تقريبا با دو برابر افزايش به 6/10 ميليارد تن در 2030 ميرسد. مصرف زغالسنگ از سال 2003 تا 2015، بهطور متوسط در هر سال 3 درصد افزايش مييابد، سپس اين روند كاهش مييابد و به ميانگين 2 درصد در هر سال از 2015 تا 2030 ميرسد. GDP جهاني و روند كلي مصرف انرژي، نيز در نيمه اول اين زمانبندي پيشبيني شده به خاطر رشد آهسته و كند اقتصادي در كشورهاي non – OECD آسيا، با سرعت بيشتري رشد ميكنند. در سال 2003، زغالسنگ سهم 24 درصدي از مجموع انرژي مصرفي دنيا را در اختيار داشت. از مجموع زغالسنگ توليدي جهان در سال 2003، 67 درصد براي توليد برق، 30 درصد براي مصرفكنندگان صنعتي و بيشتر از 3 درصد باقي مانده براي مصرفكنندگان بخشهاي خانگي و تجاري بوده است. در سال 2030 سهم زغالسنگ از مجموع انرژي مصرفي جهان به 27 درصد خواهد رسيد، اما اين سهم در توليد برق به همان ميزان 41 درصد در سال 2003 باقي ميماند. تجارت بينالمللي زغالسنگ از 764 ميليون تن در سال 2004 به 1122 ميليون تن در سال 2030 خواهد رسيد، اما چون بيشترين افزايش در مصرف زغالسنگ، در هر دو بخش توليد و مصرف براي كشور چين پيشبيني شده است، تجارت بينالمللي زغالسنگ از 13 درصد در سال 2003 به 11 درصد در سال 2030 كاهش مييابد. ذخاير مجموع ذخاير قابل استفاده و بازيافتني زغالسنگ در سرتاسر جهان، 1001 ميليارد تن تخمين زده ميشود. اين مقدار ذخيره، با توجه به ميزان مصرفي فعلي، تقريبا براي 180 سال دوام خواهد داشت. در طول تاريخ، ميزان زغالسنگ تخميني جهان، اگرچه تقريبا ثابت بوده ولي كاهش تدريجي داشته است. 1174 ميليارد تن تخمين زده شده در آغاز سال 1990 به 1083 ميليارد تن در سال 2000 و 1001 ميليارد تن در سال 2003 رسيده است. طبق برآوردهاي تازه، بيشترين كاهش ذخاير زغالسنگ جهان، مربوط به آلمان بوده است كه مجموع ذخاير زغالسنگ آن كشور از 73 ميليارد تن به 7 ميليارد تن رسيده است. اگرچه ذخاير زغالسنگ در مناطق وسيع و مختلفي از سراسر دنيا توزيع شدهاند، 67 درصد ازذخاير قابل استفاده و بازيافتني زغالسنگ در 4 كشور قرار دارد. ايالات متحده (27 درصد)، روسيه (17 درصد)، چين (13 درصد) و هند (10 درصد). در سال 2003 اين 4 كشور به همراه يكديگر 63 درصد از زغالسنگ جهان را توليد كردهاند. براساس طبقهبندي، آنتراسيت (زغالسنگ خشك و خالص) زغالسنگ چوب نما يا قهوهاي 17 درصد از ذخاير زغالسنگ را تشكيل دادهاند. كيفيت و كاراكترهاي ژئولوژيكال زغالسنگ، پارامترهاي مهمي براي ذخاير زغالسنگ هستند. زغالسنگ منبع ناهمگن و متباين از انرژي است كه داراي كيفيتهاي مختلفي مثل گرما، سولفور و خاكستر قابل استفاده است. ويژگيهاي زغالسنگ بسته به نوع و منطقهاي كه زغالسنگ در آن قرار گرفته است و يا حتي رگههاي داخل معدن متفاوت است. زغالسنگهاي بيتومينوس داراي كيفيت مضاعفي هستند و از آنها براي ساخت و توليد كك و استفاده در فرآيندهاي فولادسازي بهكار برده ميشود. زغالسنگهاي كك كه در آمريكا توليد ميشوند، گرمايي در حدود 4/27 ميليون Btu در هر تن ايجاد ميكنند و حاوي سولفور نسبتا كمي هستند، تقريبا 8/0 درصد در هر كيلو. ذخاير لايگنيت طيف ديگري از زغالسنگهاي Btu پايين است. ذخاير لايگنيت تنوع و گوناگوني قابلتوجهي در واحد Btu از خود نشان ميدهد. براساس تخمينهاي منتشر شده توسط آژانس بينالمللي انرژي در سال 2003، متوسط گرماي ايجاد شده از لايگنيت در كشورهاي توليدكننده اصلي، از كمتر از 3/4 ميليون Btu در هر تن در يونان شروع شده و به بيش از 3/12 ميليون Btu در هر تن در كانادا ميرسد. پيشبيني نيازهاي منطقهاي كشورهاي OECD مصرف زغالسنگ در كشورهاي OECD با گامهاي نسبتا آهسته و موزون افزايش يافته و از 5/2 ميليون تن در سال 2003 به 8/2 ميليارد تن در 2015 و سپس 4/3 ميليارد تن در 2030 ميرسد، يعني ميانگين 2/1 درصد افزايش در هر سال از 2003 تا 2015، متوسط 4/1 درصد در هر سال تا 2030 و بيشتر از 9/0 ميليارد تن افزايش مصرف زغالسنگ در كشورهاي OECD تا سال 2030، در نتيجه پيشبيني افزايش بسيار زياد نياز زغالسنگ در آمريكاست. به استثناي كشورهاي OECD اروپا و ژاپن كه پيشبيني شده مصرف زغالسنگ در آنها تقريبا ثابت بماند، افزايش آرام و ملايمي براي مصرف زغالسنگ در كشورهاي OECD شامل كرهجنوبي، كانادا، استراليا، نيوزلند و مكزيك پيشبيني شده است. در كشورهاي OECD اروپا، گاز طبيعي سهم زيادي از انرژي را تسخير كرده است و در اندازه كمتر زغالسنگ و انرژي هستهاي جانشين نفت شدهاند. رشد آرام اقتصادي در ژاپن سبب رشد آهسته نياز در همه بخشهاي انرژي شده است و بر همين اساس در پيشبيني IEO2006، ميزان زغالسنگ مصرفي در ژاپن نزديك به همان ميزان در سال 2003 نگه داشته شده است. آمريكاي شمالي در سال 2003، ايالات متحده 1/1 ميليارد تن زغالسنگ برابر با 92 درصد از مجموع مصرف زغالسنگ در آمريكاي شمالي و 44 درصد از مجموع مصرف كشورهاي OECD زغالسنگ مصرف كرد. براساس پيشبينيها مصرف زغالسنگ در آمريكا تا 8/1 ميليارد تن در سال 2030 بالا ميرود. ايالات متحده ذخاير مهم و قابلتوجهي از زغالسنگ را در اختيار دارد و تكيه شديدي به زغالسنگ در توليد برق دارد، روندي كه در پيشبينيها ادامه خواهد داشت. سهم زغالسنگ از مجموع انرژي الكتريكي توليد شده در آمريكا (شامل انرژي الكتريكي توليد شده در گرما و قدرت كارخانهها در بخشهاي صنعتي، تجاري و بازرگاني)، از 51 درصد در سال 2003 به آرامي كاهش يافته و به 48 درصد در 2015 ميرسد، سپس تا 57 درصد در سال 2030 افزايش مييابد. بيشتر افزايش در مصرف زغالسنگ در آمريكا براي بعد از 2015 پيشبيني شده است. بين سالهاي 2005 تا 2015 قيمت گاز طبيعي كاهش مييابد و در نتيجه رقابت شديدي براي توليد الكتريسيته بهوسيله گاز طبيعي يا زغالسنگ ايجاد ميشود. در اين مدت افزايش توليد انرژي الكتريكي از طريق گاز طبيعي هدفگذاري شده است و بر همين اساس 200 گيگاوات ظرفيت جديد گاز طبيعي از سال 1999 تا 2004 ايجاد شده است. بعد از 2015 افزايش قيمت گاز طبيعي راي به استفاده از زغالسنگ ميدهد و كارخانههاي زغالسنگسوز با ظرفيت 155 گيگاوات تا سال 2030 ساخته ميشوند كه نشاندهنده 89 درصد از مجموع زغالسنگ توليدي از سال 2003 تا 2030 خواهد بود. در كانادا مصرف زغالسنگ از 69 ميليون تن در 2003 به 123 ميليون تن در 2030 ميرسد. براي مدتي كوتاه، مصرف زغالسنگ در كانادا يكنواخت باقي ميماند، هنگامي كه دولت Ontario برنامههايش را براي تعطيلي و بستن همه كارخانههاي زغالسنگسوز كه ظرفيتي 6/7 گيگاواتي ايجاد ميكنند تا اوايل سال 2009 به پيش ميبرد. البته دولت مشخصا گفته كه تا زمان پيدا شدن منابع جايگزين تعطيلي كارخانهها كامل نخواهد شد. تصميم به تعطيلي كارخانهها ناشي از دلايل و فرضهايي بود كه ادامه كار كارخانهها را مغاير با سلامت انسان و محيطزيست ميدانست و اين روند را غيرقابل قبول ميدانست. در غرب كانادا جايي كه بيشترين منابع زغالسنگ كشور در آن جا قرار دارد، پيشبيني شده افزايش نياز و تقاضا براي انرژي الكتريكي باعث ايجاد افزايش ظرفيتهاي توليد كارخانههاي زغالسنگسوز شود. كشورهاي OECD اروپا در پيشبيني IEO2006، مصرف زغالسنگ در OECD اروپا با 40 ميليون تن، فقط 5 درصد افزايش خواهد يافت. به هر حال منطقه همچنان بازار مهمي براي مصرف زغالسنگ خواهد بود. مصرف زغالسنگ در OECD اروپا در سال 2003، 887 ميليون تن يعني 36 درصد از مجموع مصرف جهاني زغالسنگ بود. كشورهاي مهم و مصرفكنندگان عمده زغالسنگ در منطقه، همگي در سال 2003، 65 ميليون تن يا بيشتر زغالسنگ مصرف كردند. اين كشورها شامل آلمان، يونان، لهستان، تركيه، پادشاهي بريتانيا و جمهوري چك بود. همچنين كشورهاي OECD اروپا تكيه شديدي به واردات زغالسنگ داشتند. زغالسنگ چوبنما (لايگنيت) Btu پايين از منابع مهم توليد انرژي داخلي اين كشورها بود. در سال 2003 لايگنيت 47 درصد از مصرف مجموع زغالسنگ منطقه در واحد تناژ و 23 درصد در واحد Btu را تشكيل ميداد. چشمانداز مصرف زغالسنگ در كشورهاي OECD اروپا نشاندهنده كاهش 32 درصدي در اين زمينه است كه بين سالهاي 1900 تا 2030 اتفاق ميافتد. در همين حال، برنامهريزيهاي انجام شده و بعضي اخيرا تكميل شده، براي افزايش ظرفيت كارخانههاي زغالسنگسوز در تركيه و يونان، حاكي از علاقه مجدد بعضي از كشورها در اين منطقه براي استفاده از زغالسنگ است. توليدكنندگان انرژي الكتريكي در آلمان، اسپانيا، فرانسه، ايتاليا، لهستان، جمهوري چك و كشور اسلواكي، برنامههايي براي نوسازي يا جايگزيني كارخانههاي زغالسنگسوز توليدكننده الكتريسيته موجود، ظرف دو دهه آينده اعلام كردهاند. توليدكنندگان نيرو در آلمان، اخيرا برنامههايي براي ساخت كارخانههاي جديد زغالسنگسوز با ظرفيت 5/11 گيگاوات تا سال 2011 معرفي كردهاند كه مقدمهاي خواهد بود براي جايگزيني كارخانههاي موجود. انگيزه اصلي بر ساخت كارخانههاي جديد زغالسنگ در آلمان، كاهش آلودگيهاي دياكسيد كربن بر طبق مقررات خواهد بود. در ميان فاكتورهاي مهمي كه باعث توقف رشد سريع مصرف زغالسنگ كشورهاي OECD اروپا در پيشبينيها ميشود، رشد نسبتا آهسته منطقه، در مصرف همه انرژيها است. (7/0 درصد در هر سال). عوامل ديگري نيز به اين مسئله كمك ميكنند، از جمله همكاري كارخانهها شامل ادامه يافتن نفوذ گاز طبيعي در هر دو بخش برق و صنعت، رشد استفاده از سوختهاي تجديدپذير در منطقه و افزايش فشار بر كشورهاي عضو اتحاديه اروپا براي كاهش سوبسيدها در حمايت از توليدكنندگان و معدنكاران زغالسنگ سخت. كشورهاي OECD آسيا در سال 2003، كشورهاي OECD آسيا (استراليا، نيوزلند، ژاپن و كرهجنوبي)، 404 ميليون تن زغالسنگ مصرف كردند كه برابر بود با 16 درصد از مجموع مصرف زغالسنگ كشورهاي OECD. به علاوه بهمنظور تامين نيازهاي منطقه، كشورهاي OECD آسيا نقش مهمي در بازار تجارت بينالمللي بازي ميكنند. در سال 2003، استراليا با تامين 238 ميليون تن زغالسنگ در بازار بينالمللي، پيشتاز صادرات زغالسنگ جهان بود، در حالي كه ژاپن و كرهجنوبي به ترتيب با 181 و 77 ميليون تن واردات، پيشتاز واردكنندگان زغالسنگ جهان بودند. براساس گزارش IEO در سال 2006، مصرف زغالسنگ در كشورهاي OECD آسيا با 156 ميليون تن افزايش به 560 ميليون تن در 2030 خواهد رسيد. با تغييرات اندك پيشبيني شده در مصرف زغالسنگ براي ژاپن، كشورهاي كرهجنوبي، استراليا و نيوزلند عاملان افزايش بالقوه و واقعي در منطقه هستند. مصرف زغالسنگ در استراليا و نيوزلند با متوسط 4/1 در هر سال، از 147 ميليون تن در 2003 به 216 ميليون تن در 2030 ميرسد. بهواسطه برخورداري از ذخاير مهم و قابل توجه زغالسنگ، استراليا و نيوزلند تكيه شديدي به زغالسنگ براي توليد برق دارند. كارخانههاي توليد نيروي زغالسنگسوز در اين دو كشور، مجموعا 73 درصد از انرژي الكتريكي اين دو كشور در سال 2003 را تامين كردند و اين روند براي توليد بيش از 70 درصد از الكتريسيته دو كشور تا 2030 ادامه خواهد يافت. تامين انرژي الكتريكي باعث افزايش 94 ميليون تني در مصرف زغالسنگ كرهجنوبي از سال 2003 تا 2030 خواهد شد. كمپانيهاي توليدكننده نيرو در كرهجنوبي برنامههايي براي اضافه كردن ظرفيت 8 گيگاواتي كارخانههاي زغالسنگسوز از 2004 تا 2010 دارند، شامل دو واحد 800 مگاواتي كه در سال 2004 وارد خط توليد در كارخانه نيروي يونگهونگ در جنوبشرقي كره ميشوند. كشورهاي Non - OECD طبق گزارش IEO در سال 2006، مصرف زغالسنگ در كشورهاي OECD – Non با 140 درصد افزايش، از 3 ميليارد تن در 2003 به 1/7 ميليارد تن در 2030 خواهد رسيد. علت اصلي اين افزايش رشد قوي اقتصادي و بالا رفتن نياز به انرژي در دو كشور هند و چين است. اين 2/4 ميليارد تن افزايش، 81 درصد از افزايش پيشبيني شده در مصرف زغالسنگ جهان است. سهم زغالسنگ از مجموع انرژي مصرفي در كشورهاي OECD ـ non از 29 درصد در سال 2003 به آهستگي افزايش مييابد و به 32 درصد در 2030 خواهد رسيد. مصرف زغالسنگ در كشورهاي OECD ـ non از سال 2003 تا 2015، ساليانه 5/4 درصد افزايش يافته، سپس اين روند كند ميشود و به 4/2 درصد در هر سال از 2015 تا 2030 ميرسد. شيب كند رشد اقتصادي در كشورهاي OECD ـ non آسيا، كه در حال حاضر با گامهاي سريع سعي در توسعه دارد، زمينهساز كاهش ميزان رشد مصرف زغالسنگ در كشورهاي OECD ـ non خواهد بود. رشد فاحش و چشمگيري براي مصرف زغالسنگ در دو كشور چين و هند پيشبيني شده است. مصرف زغالسنگ دو كشور، از 2003 تا 2030 در مجموع تا 6/3 ميليارد تن (9/3 درصد در هر سال) افزايش مييابد كه اين ميزان 86 درصد از افزايش مصرف زغالسنگ پيشبيني شده در منطقه OECD ـ non است. مصرف زغالسنگ در ساير كشورهاي OECD ـ non با ميانگين 7/1 درصد رشد در هر سال به افزايش 6/0 ميليارد تني از 2003 تا 2030 ميرسد. كشورهاي non – OECD آسيا چين و هند دو كشور بسيار بزرگ هم از نظر وسعت و هم از نظر جمعيت هستند. هر دو كشور داراي ذخاير قابل توجه و مهم زغالسنگ هستند. اين دو كشور مجموعا 70 درصد از افزايش پيشبيني شده مصرف زغالسنگ دنيا را به خود اختصاص دادهاند. رشد بالاي اقتصادي هر دو كشور (ميانگين 6 درصد در هر سال براي چين و 4/5 درصد در هر سال براي هند از 2003 تا 2030) سبب افزايش نياز آنها به انرژي مخصوصا در بخشهاي صنعتي و توليد انرژي الكتريكي خواهد شد، كه پيشبيني ميشود براي برطرف كردن اين نياز، زغالسنگ جايگاه ويژهاي داشته باشد. زغالسنگ استفاده شده در صنعت برق چين، با متوسط 2/4 درصد تغيير در هر سال، از 3/16 هزار ميليارد Btu در 2003، به 1/50 هزار ميليارد Btu در 2030 ميرسد. در مقايسه با چين، مصرف زغالسنگ در بخش توليد نيروي آمريكا با 6/1 درصد رشد ساليانه، از 2/20 هزار ميليارد Btu در 2003 به 7/30 هزار ميليارد Btu در 2030 خواهد رسيد. در پايان سال 2003، چين بهصورت تخميني داراي كارخانههاي زغالسنگسوز با ظرفيت 239 گيگاوات بود، پيشبيني شده به موازات رشد سريع اقتصادي براي برطرف كردن نياز به انرژي الكتريكي، كارخانههاي جديد زغالسنگسوز با ظرفيت 546 گيگاوات تا پايان سال 2030 وارد خط توليد در چين شوند كه اين امر مستلزم سرمايهگذاري بزرگ اقتصادي در كارخانههاي توليد نيرو با زغالسنگ به همراه سيستمهاي ارسال و توزيع پيشرفته است. نزديك به يك دوم (45 درصد) از مصرف زغالسنگ چين در سال 2003، مربوط به بخشهايي غيراز انرژي الكتريكي و عمدتا در بخشهاي صنعتي بود. چين بزرگترين توليدكننده فولاد و چدن دنيا در سال 2003 بود. در مدت پيشبيني شده، نياز به زغالسنگ در بخشهاي غيرالكتريكي چين، با 1/26 هزار ميليارد Btu افزايش، تقريبا 3 برابر ميشود. با وجود اين رشد قابل توجه، به هرحال، سهم زغالسنگ از مجموع نيازهاي غير از انرژي الكتريكي در چين به همان ميزان در سال 2003 باقي ميماند. اصولا چون چين ذخاير محدودي از نفت و گاز طبيعي در اختيار دارد، زغالسنگ بهعنوان منبع اصلي و مهم در بخش صنايع چين باقي خواهد ماند. بهواسطه نياز چين به واردات نفت و گاز طبيعي براي برطرف كردن احتياجاتش، دولت چين بهطور جدي، توسعه و پيشرفت صنعت زغالسنگ مايع را دنبال ميكند. اولين كارخانه توليد زغالسنگ مايع در چين، طبق برنامهريزي انجام شده در اواسط سال 2007 آغاز به كار خواهد كرد. اين كارخانه كه در منطقه داخلي و مستقل Mongolia قرار دارد، توسط شركت آبگونهسازي زغالسنگ شنهوا (shenhua) ساخته خواهد شد و در ابتدا داراي ظرفيت تقريبي 60 هزار بشكه در روز است. در طرحي ديگر، شركتهاي زغالسنگ شنهواي چين و Ningixia در حال مطالعه ساخت دو كارخانه زغالسنگ مايع با ظرفيت 80 هزار بشكه در روز واقع در منطقه خودمختار Ningixia و استان شانژي چين هستند. در هندوستان تقريبا 70 درصد از افزايش پيشبيني شده مصرف زغالسنگ در بخش توليد نيروي الكتريكي خواهد بود و بيشترين سهم باقيمانده در بخش صنايع اين كشور است. در سال 2003 كارخانههاي توليد نيروي زغالسنگسوز در هند، 5 هزار ميليارد Btu زغالسنگ مصرف كردند كه اين ميزان 69 درصد از مجموع نياز زغالسنگ كشور هند را تشكيل ميداد. پيشبيني شده، زغالسنگ مورد استفاده در بخش توليد نيروي الكتريكي در هند، ساليانه 7/2 درصد افزايش يابد و به 3/10 هزار ميليارد Btu در 2030 برسد. بهعلاوه كارخانه توليد نيروي زغالسنگسوز با ظرفيت 94 گيگاوات وارد خط توليد ميشود و در نتيجه ظرفيت توليد كارخانههاي زغالسنگسوز هند بيش از دو برابر خواهد شد و طبق پيشبيني IEO2006 از 67 گيگاوات در 2003 به 161 گيگاوات در 2030 ميرسد. در حال حاضر، دولت هند اعلام كرده است كه كارخانه جديد توليد نيروي زغالسنگسوز با ظرفيت 5/16 گيگاوات، در طول برنامه 10 ساله دولت كامل خواهد شد. (دوره 5 ساله در مارس 2007 به پايان ميرسد) دولت هند تكميل كارخانههاي توليد نيروي زغالسنگسوز با ظرفيت بيش از 50 گيگاوات در پايان سال يازدهم برنامه را هدفگذاري كرده است. (در مارس 2012 پايان مييابد). | |




